تا به حال در لبه‌ی یک چشم‌اندازِ وسیع ایستاده‌اید، به قطعه موسیقی‌ای گوش داده‌اید که مو بر تن‌تان سیخ شده باشد، یا به آسمانی پر از ستاره خیره شده‌اید و لرزشی عمیق را در درون خود حس کرده‌اید؟ آن احساس—که آمیزه‌ای از حیرت، برانگیختگی و نوعی احترام و خشوع و تعظیم بر بزرگی چیزی است—همان «شگفتی» (Awe) است. و این هیجانِ قدرتمند، ممکن است یکی از نادیده‌گرفته‌شدنی‌ترین ابزارهای ما برای مدیریت اضطراب باشد.

نوروفیزیولوژیِ شگفتی و اضطراب

اضطراب اغلب مانند قطاری از ریل خارج‌شده از فعال‌سازی دستگاه عصبی احساس می‌شود—تپش قلب، تنفس سطحی، کف دست‌های عرق‌کرده، و ذهنی که بر تهدیدهای احتمالی متمرکز شده است. اما اگر حالتی وجود داشته باشد که بتواند انرژیِ برانگیختگی را مهار کند و در عین حال شما را در احساس امنیت با قدرت نگه دارد، چه؟

این دقیقاً همان کاری است که شگفتی انجام می‌دهد.

شگفتی ترکیبی منحصربه‌فرد از دو حالت دستگاه عصبی را نشان می‌دهد:

  • به اندازه‌ای دستگاه عصبی سمپاتیک را فعال می‌کند که انرژی و آگاهی افزایش یابد.
  • و هم‌زمان تنظیمِ شاخه‌ی شکمی عصب واگ (Ventral Vagal Regulation) را درگیر می‌کند تا احساس امنیت و ارتباط ایجاد شود.

برخلاف اضطراب—که زمانی رخ می‌دهد که «ترمزِ» عصب واگ نتواند انرژیِ بسیج‌کننده را به‌درستی مهار و تنظیم کند—شگفتی به سیستم شما می‌آموزد که این برانگیختگی را در خود نگه دارد، بی‌آن‌که به چرخه‌ی «جنگ یا گریز» سقوط کند.

چگونه اضطراب بدن شما را در کنترل خود می‌گیرد؟

اضطراب با افزایش حساسیت نسبت به حس های بدنی همراه است—مثل تپش قلب، دلشوره یا احساس  رخت شستن در شکم، یا کف دست‌های عرق‌کرده. شیوه‌ای که این سیگنال‌ها را درک و احساس می‌کنید، درون‌حسی (interoception) نام دارد؛ یعنی سیستم آگاهی از وضعیت درونی بدن.

مشکل زمانی ایجاد می‌شود که این احساسات طبیعیِ بدن، از نظر شناختی به‌عنوان نشانه‌ای خطرناک تعبیر شوند. در این حالت، دستگاه عصبی شما بیش‌ازحد حالت محافظتی و گوش‌به‌زنگ پیدا می‌کند. نتیجه، شکل‌گیری یک چرخه‌ی بازخوردی است:

حس بدنی ← ترس ← حس بدنی بیشتر ← ترس بیشتر

شگفتی و حیرت چگونه سیستم  عصبی شما را بازتنظیم می‌کند؟

وقتی وارد حالت شگفتی (awe) می‌شوید، سیستم مغز-بدن شما یاد می‌گیرد که ظرفیت بیشتری برای توجه پایدار به حس های بدنی پیدا کند، بی‌آن‌که به اضطراب تبدیل شود.

این فضای منحصربه‌فرد نوروفیزیولوژیک به شما امکان می‌دهد که:

  • ظرفیت دستگاه عصبی خود را برای مواجهه با چالش‌ها و افزایش انرژی گسترش دهید
  • تجربه‌های هیجانی پیچیده را بدون آن‌که از ظرف شما بیشتر باشد، پردازش کنید
  • «ترمز واگ» را فعال کرده و دستگاه عصبی خود رابه سمت انرژی کمتر تنظیم کنید.

برخلاف اضطراب، که توجه شما را محدود و واکنش‌های دفاعی را فعال می‌کند، شگفتی دیدگاه شما را گسترده‌تر می‌کند، حسِ  ادراک جسمانی از خود را توسعه می‌دهد، و شما را به روی امکان‌های تازه می‌گشاید.

و برخلاف تکنیک‌های ساده‌ی آرام‌سازی، شگفتی ترکیبی قدرتمند از برانگیختگی و تنظیم ایجاد می‌کند. این ترکیب به‌ویژه در ورزیدگی  عصب واگ (افزایش واگال تن) مؤثر است؛ به‌گونه‌ای که دستگاه عصبی شما در برابر تنش‌های آینده، انعطاف‌پذیرتر و سازگارتر می‌شود.

تجربهٔ جسمانیِ شگفتی

آیا تا به حال در لحظات عمیق و تأثیرگذار، متوجه سیخ شدن موهای دست‌هایتان یا «مورمور/لرز»ی شده‌اید که در امتداد ستون فقراتتان می‌دود؟ این واکنش ریشه‌های زیستی دارد و به دستگاه عصبی سمپاتیک شما مربوط می‌شود.                          وقتی با چیزی واقعاً شگفت‌انگیز و الهام‌بخش روبه‌رو می‌شویم، بدن ما ناقل‌های عصبی‌ای آزاد می‌کند که باعث می‌شوند عضلات ریزِ متصل به پایهٔ هر فولیکولِ مو منقبض شوند؛ و همین انقباض، آن نشانه‌های جسمیِ «تحت‌تأثیر قرار گرفتن» را ایجاد می‌کند.

شگفتی به‌عنوان تمرینِ دستگاه عصبی
پژوهش‌ها نشان می‌دهند که شگفتی نواحی مرتبط با آگاهی درون‌حسی interoceptive awareness را در مغز تقویت می‌کند و توانایی شما را برای تشخیص و تنظیمِ وضعیت‌های درونی بدن بهبود می‌دهد .
(Immordino-Yang et al., 2012). 

 همچنین شبکه‌های مهم مغزی را بازتنظیم می‌کند و کمک می‌کند توجه شما از تهدیدهای احتمالی به سمت ارتباط و حیرت/شگفتی جابه‌جا شود.

پرورش شگفتی در زندگی روزمره
اگر به‌جای این‌که از خودتان بپرسید «چطور استرس و اضطرابم را کم کنم؟»، بپرسید:  
«چطور می‌توانم دستگاه عصبی‌ام را آماده‌تر کنم تا بتواند بسیج‌شدگی و برانگیختگی بیشتری را در خود نگه دارد؟»
شگفتی می‌تواند زمین تمرینی باشد برای اینکه حس ها و سیگنال‌های بدنی را دقیق‌تر بخوانید. اگر به‌طور منظم تمرین شود، این «اثر تمرینی» می تواند واگال تن و تاب‌آوری دستگاه عصبی را  با اثر ماندگاری بیشتر افزایش می‌دهد.

تأملی درباره شگفتی
لحظه‌ای مکث کنید و به این پرسش‌ها فکر کنید:
- آخرین بار چه زمانی واقعاً دچار شگفتیِ عمیق شدید؟  
- آخرین بار چه زمانی شاهد چیزی بودید که خیلی بزرگ‌تر از شما بود؟  
- این تجربه چگونه نگاه شما را نسبت به چالش‌های فعلی‌تان تغییر داد؟  
- کدام قطعات موسیقی، آثار هنری یا نوشته‌ها/ادبیات شما را به شگفتی آورده‌اند؟

با جست‌وجوی آگاهانه و «مزه‌مزه کردن» تجربه‌های شگفت‌انگیز، شما فقط شگفتیِ لحظه‌ای را تجربه نمی‌کنید—بلکه فعالانه دستگاه عصبی‌تان را تمرین می‌دهید تا تاب‌آورتر، انعطاف‌پذیرتر و توانمندتر در نگه‌داشتن برانگیختگی باشد، بدون آن‌که به فضای اضطراب بلغزد.

در جهانی که بیش از حد درگیر «مدیریت استرس» است، شاید چیزی که بیش از همه به آن نیاز داریم، گسترش ظرفیت‌مان برای شگفتی باشد.

تجربه شگفتی در روز یکی از ابزارهای ما برای تنظیم ‌سیستم عصبی است که در آموزش های گروهی و خصوصی روی آن کار میکنیم. برای اطلاعان بیشتر از دوره ها به بخش دوره ها و کارگاه ها مراجعه فرمایید.