از نگاه دکتر پیتر لوین، تروما فقط یک خاطرهی ذهنی نیست؛ بلکه تجربهای ناتمام است که در بدن و سیستم عصبی ذخیره میشود.
انسان چند نوع حافظه دارد. حافظهی آشکار همان بخشی است که میتوانیم آن را تعریف کنیم و دربارهاش حرف بزنیم. اما تروما معمولاً در حافظهی ضمنی، حسی و بدنی حک میشود؛ جایی که احساسات بدنی، انقباض عضلات، تصاویر، اصوات و واکنشهای خودکار ثبت میشوند، بدون اینکه لزوماً داستانی آگاهانه وجود داشته باشد.
به همین دلیل است که ممکن است سالها بعد، بدون اینکه «به یاد بیاوریم»، بدنمان مضطرب، منقبض یا بیحس شود. بدن چیزی را به خاطر دارد که ذهن فراموش کرده یا هرگز روایتش نکرده است.
وقتی بدن احساس امنیت کند…
وقتی بدن احساس امنیت واقعی کند، میتواند فرایند ناتمام بقا را کامل کند و از حالت بقا جدا شود.
بدن تا وقتی احساس خطر میکند، پاسخ بقا را رها نمیکند؛ اما در حضور امنیت، انرژی حبسشدهی دفاعی میتواند مسیر طبیعی خود را طی کند و تخلیه شود.
حافظه روندی (بدنی) وتفاوت آن با حافظه هیجانی
در نگاه بدنمحور، نوعی حافظه وجود دارد که به آن حافظه روندی (Procedural Memory)گفته میشود. این نوع حافظه مربوط به الگوهای حرکتی، واکنشهای خودکار، حالت بدن، تون عضلانی، و شیوهای است که بدن در برابر جهان عمل میکند.
در تروما، بخش بزرگی از تجربهی آسیبزا در همین حافظه روندی ذخیره میشود؛ یعنی بدن «یاد میگیرد» که همیشه آمادهی خطر باشد، عضلات را منقبض نگه دارد یا سریعاً واکنش دفاعی نشان دهد.
حافظه روندی با حافظه هیجانی متفاوت است. حافظه هیجانی بیشتر مربوط به احساسات و واکنشهای احساسیِ مرتبط با یک تجربه است. اما حافظه روندی در سطحی عمیقتر و غیرکلامی عمل میکند؛ نه احساسات، بلکه الگوی عمل بدن را در خود نگه میدارد.
به همین دلیل فرد ممکن است احساس کند «بدنم بدون من تصمیم میگیرد». این همان حافظه روندیِ فعالشده است.
جنگ با ما چه میکند؟
جنگ یکی از شدیدترین عوامل ایجاد تروماست. جنگ سیستم عصبی را وارد چرخههای پیدرپی جنگ، گریز یا انجماد میکند. در این شرایط بدن فرصت نمییابد پاسخ دفاعی را کامل کند. انرژی بقا در بدن گیر میکند و حتی پس از پایان جنگ نیز ممکن است به شکل اضطراب مزمن، بیخوابی، بیحسی عاطفی، تحریکپذیری شدید یا دردهای بدنی ادامه یابد.
نقش عصب واگ
عصب واگ مسیر اصلی ارتباط بین مغز و بدن است. این عصب:
- ضربان قلب و تنفس را تنظیم میکند.
- پاسخ استرس را تعدیل میکند.
- پیامهای امنیت یا خطر را بین بدن و مغز منتقل میکند.
- و تعیین میکند که بدن در حالت «بقا» بماند یا بتواند به حالت «زندگی» برگردد.
وقتی عصب واگ در حالت مدار ventral فعال باشد، بدن پیام امنیت دریافت میکند و میتواند پاسخ ناتمام بقا را کامل کند. به عبارتی ،مدار عصب واگ شاخه قدامی همان پلی است که بدن را از حالت هشدار به حالت اتصال، آرامش و پردازش طبیعی برمیگرداند.
در جلسات آموزشی دکتر مرسا ساعتچی، چه به صورت گروهی و چه خصوصی با تمرینهایی که بر آگاهی بدنی، حرکتهای ملایم و بالا بردن ورزیدگی عصب واگ (واگال تن) تمرکز دارند، به بدن کمک میکنیم احساس امنیت و تنظیم را دوباره تجربه کند. وقتی سیستم عصبی پیام امنیت دریافت میکند، بدن فرصت پیدا میکند از حالت بقا خارج شود، تنشهای قدیمی را رها کند و به تعادل طبیعی خود بازگردد. برای آگاهی بیشتر از آموزش ها، به بخش کارگاهها و دوره های وب سایت مراجعه فرمایید.

دیدگاه خود را بنویسید